شانزدهمین نشست جنبش غیر متعهدها در تهران؛ فرصت های پیش رو
حضور سران حدود 50 کشور در تهران، پس از گذشت بیش از 50 سال از آغاز به کار جنبش غیر متعهدها، می تواند طلیعه ی مهمی در فرآیند تأثیرگذاری این جنبش در عرصه ی سیاست بین الملل باشد.
به گزارش حیات به نقل از ایرنا، زمانی که جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر و احمد سوکارنو
رهبران کشورهای هند، مصر و اندونزی در سال 1955م در کنفرانس باندونگ اندونزی زمینه
های شکل گیری جنبش غیر متعهدها را ایجاد کردند، ساختار دو قطبی حاصل از جنگ جهانی
دوم، نظام بین الملل را تحت تأثیر قرار داده بود. در چارچوب این ساختار دو قطبی،
کشورهای جهان باید اتحاد با یکی از بلوک شرق به رهبری شوروی یا غرب به رهبری
آمریکا را برمی گزیدند. در چنین شرایطی بود که برای بنیان نهادن سازمانی فرامنطقه
ای به منظور حفظ استقلال سیاسی- اقتصادی کشورهایی که خارج از دایره ی منافع این دو
قطب قرار داشتند یا حداقل به دنبال گریز از وابستگی به این دو بلوک قدرتمند بودند،
تصمیم هایی اتخاذ شد و در نهایت نخستین نشست سران جنبش غیر متعهدها در سال 1961م
در بلگراد پایتخت یوگسلاوی برگزار شد.
** عضویت ایران در جنبش غیر متعهدها
--------------------------------------------
جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979م
به عضویت جنبش غیر متعهدها درآمد. این عضویت از جهاتی طبیعی بود زیرا بسیاری از
اصول بنیادین جنبش با اهداف انقلاب اسلامی در یک مسیر بود و حضور در این جنبش می
توانست به فرصتی استثنایی برای پیگیری اهداف انقلاب اسلامی و تلاش برای نقش آفرینی
بیشتر در عرصه ی جهانی تبدیل شود.
** اصول اساسی جنبش غیرمتعهدها
-------------------------------------
احترام متقابل به تمامیت ارضی و حاکمیت یکدیگر، برابری و
منافع متقابل اعضای جنبش، عدم تجاوز به یکدیگر، همزیستی مسالمت آمیز، نبود دخالت
در امور داخلی یکدیگر و تأکید بر پاسداشت حقوق بشر، موارد اساسیِ مورد احترام
اعضای جنبش غیر متعهدها هستند. اصولی که این جنبش آن ها را مبنای کار خود قرار
داده است، بیانگر تأثیرپذیری آن از فضای استقلال طلبی پس از جنگ جهانی دوم است که
تحت تأثیر استقلال کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا قرار داشت. در این سال ها،
کشورهای قدرتمند، آخرین حلقه های استعماری خود را گسسته بودند و استعمار فرانو به
دنبال تحکیم پایه های خود بر مبنای وابستگی اقتصادی بود.
** جنبش غیر متعهدها پس از فروپاشی شوروی
--------------------------------------------------------
پس از فروپاشی شوروی، این گمان که عصر وابستگی به پایان رسیده
است، سیاست های کشورهای عضو، جنبش غیرمتعهدها را به سمتی سوق داد که در عمل به
تضعیف جایگاه این جنبش منجر شد. اما فضا به گونه ای پیش رفت که انتخاب میان
وابستگی به بلوک شرق یا غرب، جای خود را به انتخاب اجباری بلوک غرب داد. افزایش
امیدواری این کشورها به نقش آفرینی سازمان ملل متحد در نظام بین الملل، برای احقاق
حقوق آن ها، به یاس تبدیل شد زیرا مشخص گردید که سازمان ملل در اختیار بلوک غرب
سابق قرار گرفته است و هرگونه تلاش برای اتخاذ سیاستی مستقل در نظام بین الملل به
معنای درگیری با سیاست های این بلوک است.
اما پس از افزایش قدرت اقتصادی چین و قدرت یابی فزاینده ی
روسیه در سطح جهان، ساختار تک قطبی حاصل از فروپاشی شوروی به سمت چند قطبی شدن پیش
رفته است. این فضای جدید در نظام بین الملل فرصتی فراهم آورده تا کشورهای مستقل به
ایفای نقش بپردازند. در این شرایط نقش جنبش غیر متعهدها در تأثیرگذاری بر سیاست
بین الملل در حال افزایش است به ویژه آن که جهان کنونی با بحران های عدیده ای
مواجه است که بدون مشارکت کشورهای عضو این جنبش حل ناشدنی است.
** وضعیت کنونی و اصلاح آن
------------------------------
این حقیقت که 120 کشور عضو جنبش غیرمتعهدها، بیش از دو سوم
کشورهای عضو سازمان ملل متحد را تشکیل می دهند، نشانگر پتانسیل بالقوه ی آن برای
تأثیرگذاری در فرآیندهای سیاست گذاری جهانی است. این پتانسیل نه تنها عرصه ی سیاست
بین الملل بلکه حوزه ی اقتصادی را نیز شامل می شود. اکثریت کشورهای عضو جنبش از
لحاظ منابع انسانی و طبیعی غنی هستند. این مسأله به معنای توان تأثیرگذاری در
اقتصاد جهانی است. از طرفی برابری ارزش آرای دولت ها از لحاظ کمّی در سازمان های
بین المللی و به ویژه سازمان ملل می تواند به میزان زیادی توانایی تغییر در سیاست گذاری
را برای اعضای این جنبش فراهم آورد. البته این مسأله به میزان همگرایی کشورهای عضو
این جنبش و اتخاذ سیاست های یکسان در عرصه ی بین-المللی بستگی دارد. هرچند صِرف
توافق در اصول نظری از اهمیت تعیین کننده ای برخوردار است اما تا جایی که این
کشورها بتوانند به توافق عملی در اجرای سیاست های تصویبی جنبش دست یابند، توان
ورود مقتدرانه ی آن ها به مسائل بین المللی برای اِعمال نظر و تصمیم سازی سیاسی
افزایش خواهد یافت. این مسأله صرفاً مربوط به سازمان ملل نیست بلکه سایر سازمان ها
بین المللی نیز می توانند عرصه ی نفوذ جنبش غیر متعهدها قرار گیرند. بدین ترتیب
امکان برقراری صلح جهانی، پیشرفت همزمان کشورهای جهان از نظر اقتصادی، کاهش سلطه پذیری
و سلطه گری محقق خواهد شد. این مسأله از نبود جهت گیری سلطه طلبانه ی جنبش غیر
متعهدها ناشی می شود. در واقع برخلاف ساختار سازمان ملل متحد به ویژه شورای امنیت
که بر مبنای نابرابری و استانداردهای دوگانه شکل گرفته است، جنبش غیر متعهدها می تواند
زمینه ساز برابری واقعی در سیاست بین-الملل، دوری از یکجانبه گرایی و همزیستی
مسالمت آمیز مبتنی بر احترام متقابل باشد. البته این به معنای تأیید آرای نظریه پردازان
نهادگرا در روابط بین الملل و قرار دادن نقشی بیش از حد تواناییِ یک جنبش در تحقق
صلح بین المللی و کاهش یا حل بحران های جهانی نیست، چنانکه تجربه ی سازمان ملل
متحد نشان داده است؛ اما به هر حال نقش سازمان های بین المللی در برقراری صلح بین
المللی، همزیستی مسالمت آمیز و پیشرفت همه جانبه و متوازن کشورهای مستقل جهان غیر
قابل چشم پوشی است.
نکته ی اساسی مربوط به جنبش غیر متعهدها در این زمینه، نقص
موجود در تبدیل آن به یک سازمان بین المللی تمام عیار است. نداشتن مقرّ دایمی بر
خلاف وجود دفتری در نیویورک، بی نظمی و عدم انسجام ساختاری دلایلی هستند که از
امکان تبدیل این جنبش به یک سازمان بین المللی منسجم، منظم و تأثیرگذار می کاهند. اگر
جنبش غیر متعهدها به دنبال تأثیرگذاری بیشتر در عرصه ی جهانی است، باید موانع
ساختاری خود را اصلاح کند. زیرا یک ساختار منسجم و قوی امکان کنش سریع و به موقع
را در بحران های جهانی فراهم می سازد.
** ریاست ایران بر جنبش غیر متعهدها
---------------------------------------
برگزاری نشست سران جنبش غیرمتعهدها در جمهوری اسلامی ایران
فرصت مهمی است که می تواند نقش این کشور را از سویی در روند آتیِ ساختار، نقش،
سیاست ها و موضع گیری های جنبش و از سوی دیگر در جامعه ی جهانی افزایش دهد. نکته ی
مهم موجود، انتقال ریاست جنبش از مصر به جمهوری اسلامی ایران است. جمهوری اسلامی
ایران می تواند از این فرصت برای تأثیرگذاری اساسی در حوزه ی تصمیم گیری و تصمیم
سازی سیاسی و اقتصادی برای اعضای جنبش از طریق ارایه ی راهکارهای بنیادین در جهت
اصول این جنبش استفاده کند. زیرا تفاوتی اساسی میان عضویت معمولی در یک سازمان با
ریاست بر آن وجود دارد. ریاست بر هر سازمانی میدان عمل آن کشور را افزایش می دهد و
جنبش غیر متعهدها نیز از این قاعده مستثنی نیست.
** تحولات کنونی و جنبش غیر متعهدها
-----------------------------------------
در زمان حاضر تحولات مهمی در سطح جهانی و منطقه ای، همزمان با
برگزاری جنبش غیر متعهدها در ایران، به وقوع پیوسته است. از سویی تحولات جهانی نظیر
بحران اقتصادی اروپا و امریکا، جنبش تسخیر وال استریت و اعتراضات اجتماعی اروپا،
چشم انداز اقتصاد جهانی را در هاله ای از ابهام قرار داده است. از سوی دیگر، منطقه
ی خاورمیانه نیز بیداری اسلامی را به چشم می بیند. مردم در کشورهای عربی خاورمیانه
و شمال آفریقا، به سلطه ی چند دهه ای دیکتاتورهای حاکم بر کشورهایشان پایان داده اند.
اما مسأله ی سوریه در این رابطه از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا نتیجه ی
تحولات آن می تواند برای سال های متمادی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. برنامه هسته
ای صلح آمیز ایران هم موضوع ویژه ای است که سیاست کشورهای عضو جنبش غیر متعهدها و
مشی کلّی جنبش در قبال آن برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت دارد.
درست است که بحران اقتصادی کنونی در اروپا و آمریکا برای
کشورهای عضو این جنبش نیز دردسرساز بوده، اما چگونگی اتخاذ رفتار در قبال این
بحران از سوی جنبش غیر متعهدها دارای اهمیت است. به هر حال اعضای جنبش دو سوم
کشورهای عضو سازمان ملل متحد را تشکیل می دهند و آرای آنها در نحوه ی تصمیم گیری
در این سازمان بیشترین تأثیر را دارد. اینکه آیا کشورهای عضو جنبش به دنبال ادامه ی
سیاست های اقتصاد سرمایه داری به شیوه ی آمریکایی باشند یا با توجه به شکست این
نظام اقتصادی در کنترل بحران، نظام دیگری را برای اتخاذ سیاست های اقتصادی
برگزینند، می تواند تغییرات مهمی در عرصه ی اقتصاد جهان ایجاد کند. جنبش غیر
متعهدها با توجه به تعداد اعضای خود، وسعت سرزمینی کشورهای عضو، منابع انسانی و
مواهب طبیعی قادر است نقش پررنگ تری در مدیریت اقتصادی جهان ایفا کند.
نوع تصمیم گیری این جنبش در قبال تحولات سوریه نیز مهم است. در
واقع جنبش غیر متعهدها حل بحران سوریه را به شکلی عادلانه امکان پذیر می داند. پیشنهاد
مصر برای تشکیل کمیته ای چهار جانبه شامل ایران، مصر، ترکیه و عربستان در این
رابطه قرار دارد. درست است که ترکیه عضو جنبش غیر متعهدها نیست زیرا عضویت در
پیمان های نظامی مخالف اساسنامه ی این جنبش است اما دعوت ایران از آنکارا برای
حضور در نشست تهران، نشانه ی تلاش ایران برای استفاده از ظرفیت جنبش غیر متعهدها
برای حل بحران سوریه است. دو نکته ی اساسیِ حاصل از اصول بنیادین جنبش غیر متعهدها
در این زمینه وجود دارد: نخست اینکه مطابق ضمیمه ی سوم سند نهایی پانزدهمین اجلاس
سران جنبش در شرم الشیخ مصر در سال 2009 ، هرگونه تلاش برای تغییر رژیم در کشورهای
عضو جنبش مغایر اصول آن است. بنابراین تلاش های صورت گرفته از سوی گروه های مسلح
تروریست در سوریه برای سقوط نظام سیاسی حاکم بر آن کشور، بایستی از سوی این جنبش
نامشروع تلقی شود. دوم؛ اینکه استفاده از مزدوران در هر شرایطی به ویژه در مناقشات
محکوم شده است. آنچه در مورد سوریه مورد اذعان همه به ویژه طرف های غربی است،
استفاده از مزدوران خارجی و ارسال تسلیحات به سوریه است و امکان موضع گیری جنبش در
مورد مسائل سوریه به نفع جریان مقاومت اسلامی وجود دارد.
برنامه هسته ای ایران موجب شده است تا انفعال سال های قبل
جنبش غیرمتعهدها در مسائل بین المللی تا حدی به سمت کنشگری فعال سوق یابد. بیانیه های
متعددی که این جنبش در نشست های مختلف خود و همچنین در حاشیه ی نشست های سازمان
ملل متحد در حمایت از حقوق هسته ای جمهوری اسلامی ایران صادر نموده است، نشانگر
پتانسیل بالقوه ای در جنبش غیرمتعهدها جهت موضع گیری بی طرفانه درباره ی مسائل بین
المللی از جمله موضوع هسته ای صلح آمیز ایران است. نشست غیر متعهدها در تهران نه
تنها اتهام انزوای بین المللی ایران را بی اعتبار ساخته است بلکه حضور سران بیش از
50 کشور جهان، دبیرکل سازمان ملل متحد و به ویژه رییس جمهور مصر، موفقیت ایران در
حفظ و گسترش روابط دیپلماتیک با سایر کشورها، و شکست رژیم صهیونیستی و آمریکا در
انزوای بین المللی ایران را متجلی می سازد. این نشست می تواند به فرصتی برای صدور
بیانیه ی دیگری در حمایت از حقوق هسته ای جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود و زمینه
را برای موفقیت دیپلماتیک و حضورِ با دست پُرِ ایران در مذاکرات آتی با گروه 1+5
فراهم کند.